پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
سوال هایی که شب اول قبر می پرسند؟
نوشته شده در 20 اسفند 93
ساعت : 21:27
نویسنده : مهدی یار
امیر المؤمنین می فرمایند :زمانی كه میت را داخل در قبر می كنند خداوند دو ملك به سراغ او می فرستد.(اسم آنها منكر و نكیر است )اول چیزی كه از آن سؤال می كنند از پروردگارش است ، سپس ازپیامبر و بعد از آن از امام و ولی او سوال خواهند نمود .
نتیجه تصویری برای عکس برای دعایبرای شب اول قبر

نتیجه تصویری برای عکس برای دعایبرای شب اول قبر
ادامه مطلب
:: مرتبط با: نکات قرآنی , ولادت , مرگ , خدا ,
:: برچسب‌ها: سوال هایی که شب اول قبر می پرسند؟ ,
 



یاد موت یاد دوزخ یاد قیامت
نوشته شده در 13 اسفند 93
ساعت : 08:49
نویسنده : مهدی یار

آ-امام صادق علیه السلام در نقش و ارزش یاد مرگ و معاد چنین مى‏فرماید:

 «ذِکرُ المَوتِ یُمیت الشَهَوات» یاد مرگ شهوت‏ها رااز بین مى‏برد.

 «وَ یَقلَع مَنابِت الغَفلةَ» ریشه‏هاى غفلت را یکسره بر مى‏کند.

 «وَ یُقَوّى القَلب بمَواعدِ اللّه» دل انسان را با وعده‏هاى الهى محکم مى‏کند.

 «وَ یُرَقّ الطَبع» روحیه انسان را از قساوت به لطافت سوق مى‏دهد.

 «وَ یُکسر اعلامَ الهَوى» نشانه‏ها وعلامت‏هاى هوسها را مى‏شکند.

 «وَ یُطفى‏ء نارَ الحِرص و یُحَقّر الدّنیا» آتش حرص را خاموش و دنیا را در جلو چشم انسان کوچک مى‏کند.

سپس امام صادق علیه السلام درباره معناى این کلام رسول خدا صلى الله علیه و آله که فرمود: یک ساعت فکر کردن از عبادت یک سال بهتر است، مى‏ فرماید:

نتیجه تصویری برای عکس برای یاد مرگ یاد دوزخ یاد قیامت

ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه امام جعفر صادق (ع) , احادیث امام جعفر صادق (ع) , احادیث امام علی (ع) , نکات قرآنی , مرگ ,
:: برچسب‌ها: یاد موت یاد دوزخ یاد قیامت ,
 



شهادت حضرت فاطمه (س)
نوشته شده در 12 اسفند 93
ساعت : 20:24
نویسنده : مهدی یار
تصاویر-متحرک-شهادت-حضرت-فاطمه-Shabhayetanhayi.ir (9)

دری بساز برایم ز چوب های نسوز

دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار

دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت

دری به طول قد و قامت خم عمار

 در انتها ، سر هر میخ تیز را کج کن

مهم تر از همه این است؟! خاطرت بسپار یا زهرا (س)


 شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

شهادت بانوی دو عالم بر شما  فاطمیون  عزیز تسلیت باد.


:: مرتبط با: زندگی نامه حضرت فاطمه سلام الله علیه , احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه , مرگ , خدا ,
:: برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه (س) ,
 



فریدون مشیری- (چرا از مرگ می ترسید)
نوشته شده در 8 اسفند 93
ساعت : 14:07
نویسنده : مهدی یار

چرا از مرگ می ترسید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

 

مپندارید بوم نا امیدی باز
به بام خاطر من می کند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است


مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است...
بهشت جاودان آن جاست
جهان آنجا و جان آنجاست...


نه فریادی نه آهنگی نه آوایی
نه دیروزی نه امروزی نه فردایی
جهان آرام و جان آرام

 

زمان در خواب بی فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

 

در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست
در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو ،زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید

 

که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند 
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

 

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا از مرگ می ترسید!


:: مرتبط با: مرگ , ولادت , خدا ,
:: برچسب‌ها: فریدون مشیری- (چرا از مرگ می ترسید) ,
 



ساعت : 13:48
نویسنده : مهدی یار

داستان تاریخی سنگ قبر ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه همان گونه که در زنده بودن خود باعث دردسر مردم بود، مردن او نیز مصیبت دیگری را بر مردم تحمیل کرد. سنگ قبر ناصرالدین شاه هم دردسرهای عجیبی برای مردم در پی داشت.



نتیجه تصویری برای عکس برای ناصرالدین شاه
نتیجه تصویری برای عکس برای سنگ قبر قیمتی ناصرالدین شاه

ادامه مطلب
:: مرتبط با: مرگ , داستانک ,
:: برچسب‌ها: داستان تاریخی سنگ قبر ناصرالدین شاه ,
 



سیمین بهبهانی کیست؟
نوشته شده در 8 اسفند 93
ساعت : 13:40
نویسنده : مهدی یار

سیمین خلیلی معروف به "سیمین بهبهانی" شاعر سرشناس  ،روز ۲۸ تیر ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. او فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج ملا علی خلیلی تهرانی است.

نتیجه تصویری برای عکسهای سیمین بهبهانی

ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه , ولادت , مرگ ,
:: برچسب‌ها: سیمین بهبهانی کیست؟ ,
 



سرمایه گذاری در عمر
نوشته شده در 8 اسفند 93
ساعت : 13:22
نویسنده : مهدی یار
هر کاری در زندگی انجام دهیم برکاتش محدود است، اما اگر در راستای تعجیل در امر فرج تلاش کنیم دیگر برکات قیام ایشان نامحدود است و ما هم در آن برکات نامحدود شریک شده‌ایم ... آیا وقت سرمایه‌گذاری مناسب عمرمان نرسیده است؟ از ما سرمایه‌گذاری بضاعتی مختصر و از امام علیه‌السلام رفع تمام مشکلات انسان و غیر انسان ... نباید نگران سوددهی قیامشان باشیم ... وعده‌ی خداست که آن قیام به بار خواهد نشست ...
نتیجه تصویری برای عکس برای سرمایه گذاری در عمر

:: مرتبط با: ولادت , مرگ ,
:: برچسب‌ها: سرمایه گذاری در عمر ,
 



احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه
نوشته شده در 6 اسفند 93
ساعت : 13:27
نویسنده : مهدی یار
سخنان حضرت فاطمه

نتیجه تصویری برای سخنان حضرت فاطمه

1

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

 


ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه حضرت فاطمه سلام الله علیه , احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه , استغفار , حجاب , حدیث , ولادت , مرگ , خدا , نماز , دعا ,
:: برچسب‌ها: احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه ,
 



فاطمه کیست ؟فاطمه چیست؟قسمت 2
نوشته شده در 5 اسفند 93
ساعت : 15:59
نویسنده : مهدی یار
خطبه اعجاز آور
یكی از معجزات حضرت زهرا سلام الله علیها، خطبه بالبدیهة آن حضرت بود. آن بزرگوار در آن جوّ اختناق و كودتای بزرگی كه شده بود، با آن مصیبت جانكاه و عظمای ارتحال حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و بعد مصایب دیگر، این خطبه را كه در اوج فصاحت و بلاغت است انشاء كرد كه امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام هر چند امام البلغاء و امیر الفصحاء است و می‌فرمود: «إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ‏ وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَیْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُه‏»(7) ولی جوّ اجازه نمی‌داد كه چنان سخنرانی جامع و گویا و كوبنده و ماندگاری ایراد نماید.
عظمت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها باعث شد كه در آن اجتماع تاریخی و محاكمه بزرگ نتوانستند مانع خطبه‌خواندن ایشان شوند، و چنان بود كه شخص حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله حضور یافته‌اند و بسیاری از مردم حاضر وقتی آن حقایق بیان می‌شد گریه می‌كردند.

ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه حضرت فاطمه سلام الله علیه , احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه , حجاب , ولادت , مرگ , خدا ,
:: برچسب‌ها: فاطمه کیست ؟فاطمه چیست؟قسمت 2 ,
 



قاتل زهرا کیست؟
نوشته شده در 5 اسفند 93
ساعت : 15:48
نویسنده : مهدی یار
مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب بیت‏الاحزان{1} ذکر کرده که خلاصه‏ای از آن چنین است: 

1. ابو محمد بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب الامامْ و السیاسه مینویسد: ابوبکر دستور داد عدّه‏ای از اصحاب را که با او بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آن‏ها را نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را با اهل آن به آتش میکشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش میزنم.{2}


ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه حضرت فاطمه سلام الله علیه , احادیث حضرت فاطمه سلام الله علیه , ولادت , مرگ , نماز , دعا ,
:: برچسب‌ها: قاتل زهرا کیست؟ ,
 



ساعت : 15:49
نویسنده : مهدی یار

لحظه وصال

چشمانش را گشود و برای آخرین بارْ به دورترین نقطه خیره شد. در این مدتْ حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاقْ بیش از پیش شعله کشید و یاد برادرْ تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب علیهاالسلام پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: «السلام علیک یا اباعبداللّه » و به برادر پیوست.

نامی آسمانی


ادامه مطلب
:: مرتبط با: احادیث حضرت زینب (س) , حجاب , ولادت , مرگ , خدا , نماز , دعا ,
:: برچسب‌ها: زندگی نامه حضرت زینب (س) وهمسرش جعفر طیار و اولادش (2) ,
 



ساعت : 15:33
نویسنده : مهدی یار

در یکی از روزهای سال ششم هجری خانه ی پاک علی(ع) و فاطمه(س) با شادی و سرور به پیشواز نو رسیده ای می رفت.دختری که سومین فرزند خانواده و  اولین دختر حضرت امیر المومنین(ع) و بی بی فاطمه ی زهرا (س) بود.

 


 

والپیپر مذهبی ، والپیپر اهل بیت ، والپیپرحضرت زینب ، والپیپرحضرت زینب کبری، والپیپر ام المصائب   

ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه حضرت زینب (س) , احادیث حضرت زینب (س) , حجاب , حدیث , ولادت , مرگ , خدا , نماز , دعا ,
:: برچسب‌ها: زندگینامه حضرت زینب وهمسرش جعفر طیار و اولادش ,
 



زندگی نامه رجبعلی خیاط
نوشته شده در 2 اسفند 93
ساعت : 13:38
نویسنده : مهدی یار

زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگویان » مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

ادامه مطلب
:: مرتبط با: زندگی نامه رجبعلی خیاط , نکات قرآنی , ولادت , مرگ , نماز ,
:: برچسب‌ها: زندگی نامه رجبعلی خیاط ,
 



از آن دنیا چه خبر؟
نوشته شده در 30 بهمن 93
ساعت : 18:30
نویسنده : مهدی یار

             نتیجه تصویری برای عکس برای بهشت وجهنم

دنیا، سرای کوچ کردن است، ولی مهم این است که انسان به کجا کوچ می کند؛ آیا به سرزمینی سراسر آسایش و رفاه یا به محلی بی آب و علف و همراه با مشقت و رنج؟ ... در حقیقت این اعمال و رفتار آدمی است که جایگاه او را در آخرت تعیین می کند و چگونگی زندگی او را در آنجا رقم می زند.

 

آنان كه حقیقت دنیا و آخرت را به درستی درك كرده باشند، نگاه دیگری به زندگی دارند؛ آنان برای خدا و آخرت اصالت قائلند و دنیا را پلی برای رسیدن به آخرت می دانند و به این جهت اعمال و كردارشان بر اساس خدا محوری تنظیم و صادر می شود و دنیا برای آنان سجن و زندانی محدود است، ولی این به این معنا نیست كه قدرت زیست در این دنیا را از دست بدهند؛ بلكه توجه به بعد دیگر دنیا شوق زندگانی را در چنین افرادی زیاد می كند و آن، مزرعه بودن دنیا برای آخرت است. انسان در این وادی می تواند خود را به ظرفیت های والای كمالات و درجات علیای حسنات برساند و آخرت تجسم همین اعمال می باشد. پس اگر خداوند به مۆمنی عمر طولانی داد، توجه به این نكته مهم شوق ادامه زندگی را در او به وجود می آورد.  امام علی علیه السلام آنان را این گونه معرفی می کند:

 

« إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَالدُّنْیَا كَمَثَلِ قَوْم سَفْرنَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ، فأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً وَجَنَاباً مَرِیعاً، فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّرِیقِ، وَفِرَاقَ الصَّدِیقِ، وَخُشُونَةَ السَّفَرِ، وَجُشُوبَةَ الْمَطْعَمِ، لِیَأتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ، وَمَنْزِلَ قَرَارِهِمْ، فَلَیْسَ یَجِدُونَ لِشَیْء مِنْ ذلِكَ أَلَماً، وَلاَ یَرَوْنَ نَفَقَةً مَغْرَماً، وَلاَ شَیْءَ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ، وَأَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلِّهِمْ وَمَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِهَا كَمَثَلِ قَوْم كَانُوا بِمَنْزِل خَصِیب، فَنَبا بِهِمْ إِلَى مَنْزِل جَدِیب، فَلَیْسَ شَیْءٌ أَكْرَهَ إِلَیْهِمْ وَلاَ أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا كَانُوا فیِهِ، إِلَى مَا یَهْجُمُونَ عَلَیْهِ، وَیَصِیرُونَ إِلَیْهِ؛

 

همانا داستان آن کس که دنیا را شناخت، چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بی آب و علف و دشوار اقامت داشته، قصد کوچ کردن به سرزمینی دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است. پس مشکلات راه را تحمل می کنند و جدایی دوستان را می پذیرند و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل قبول می کنند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن و با آرامش قدم بگذارند.

 

آن ها از سختی های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه های مصرف شده را غرامت نمی شمارند و هیچ چیز برای آنان دوست داشتنی نیست، جز آنکه به منزل امن و محل آرامش برسند. اما داستان دنیاپرستان، همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت ها می خواهند به سرزمین خشک و بی آب و علف کوچ کنند. پس در نظر آنان چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می شوند و ناراحتی ها را باید تحمل کنند».(1)

دنیا جایگاهی برای عمل و برای آخرت دنـیـا، بـراى انسان آفریده شده و انسان ها در برخورد با آن دو گونه اند: گروهى آن را هدف قـرار داده، دسـت یـابـى بـه زنـدگـى دنـیـا و مـظـاهـر آن، سـراسـر فکر و ذهنشان را به خود مـشـغـول سـاخـتـه است و به هر قیمتى مى خواهند به آن برسند. گروهى نیز دنیا را وسیله اى براى رسیدن به زندگى بهتر در سراى آخرت مى دانند.  حقیقت آن است که دنـیـا، سـراى نـاپـایـدارى اسـت کـه انـسـان بـراى انـدوخـتـن زاد و تـوشـه و کـسـب کـمـال و مـعـرفـت، بـه آن گـام نـهـاده اسـت.

 بـه هـمـیـن دلیـل، خـداونـد انـسـان را بـا انـواع آزمـایـش هـا و تـمـریـن هـاى سـخـت از قـبـیـل انـجـام کـارهـاى عـبـادى، پـرهـیـز از خـواسـتـه هـاى نـفـسـانـى، تحمل سختى ها و گرفتارى ها مى پروراند و براى زندگى ابدى سرشار از خیر و برکت آماده مى کند. زندگی هر انسان در دنیا، مدت بسیار کوتاهی است که به سرعت می گذرد و زندگی انسان در جهان دیگر آغاز خواهد شد؛ زندگی ای که نتیجه اعمال آدمی در دنیاست و تا ابد ادامه خواهد داشت.

امام علی علیه السلام به این نکته اشاره فرموده و به همگان درباره افتادن به دام دنیاپرستی، هشدار می دهد و می فرماید: « أَلاَ وَإنَّ الدُّنْیَا قَدْ وَلَّتْ حَذَّاءَ، فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إِلاَّ صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ الاْنَاءِ اصْطَبَّهَا صَابُّهَا، أَلاَ وَإِنَّ الاْخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ، وَلِكُلٍّ مِنْهُمَا بَنُونَ، فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الاْخِرَةِ، وَلاَ تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْیَا، فَإِنَّ كُلَّ وَلَد سَیُلْحَقُ بأُمِّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ، وَإِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَلاَ حِسَابَ، وَغَداً حِسَابٌ وَلاَ عَمَلَ؛

 

آگاه باشید! دنیا به سرعت پشت کرده و از آن جز باقی مانده اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمی ماند. به هوش باشید که آخرت به سوی ما می آید و دنیا و آخرت، هر یک فرزندانی دارند. بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا؛ زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش بازمی گردد. امروز هنگام عمل است، نه حسابرسی و فردا روز حسابرسی است، نه عمل».(2)


سعادت و شقاوت آخرت، تابع رفتارهاى انسان در دنیاست و چنان نیست كه براى به دست آوردن نعمت هاى اخروى، بتوان در همان عالم تلاش كرد و كسانى كه داراى نیروى بدنى یا فكرى بیشترى باشند، بتوانند از نعمت هاى بیشترى بهره مند شوند و یا كسانى بتوانند با حیله و نیرنگ، از دستاوردهاى دیگران سوء استفاده كنند؛ چنان كه بعضى از نادانان چنین تصورى داشته اند و عالم آخرت را كاملاً مستقل از دنیا مى پنداشته اند.

اگر كسى به وجود عالم آخرت به عنوان عالمى كاملاً مستقل از دنیا باور داشته باشد و اعمال نیك و بدى را كه در اینجا انجام مى دهد، در نعمت ها و عذاب هاى آن عالم مۆثر نداند، به معادى كه یكى از اصول اعتقادى ادیان آسمانى مى باشد، ایمان نیاورده است؛ زیرا قوام این اصل، به پاداش و كیفر اعمال دنیوى است و به همین جهت، عالم دنیا بازار و تجارتخانه یا مزرعه آخرت نامیده شود كه در این جا باید به تلاش و كشت و كار پرداخت و درآمد و محصول پایدارش را باید در آنجا دریافت نمود.

 

اگر استفاده از امکانات دنیا با نیت خیر همراه باشد و سبب آبادانی زندگی آخرت انسان گردد، نه تنها مذموم نیست؛ بلکه ستودنی است. به طور کلی، آنچه در روایات اسلامی و سخنان معصومان علیهم السلام در مذمت دنیا بیان شده است، دنیایی است که فقط برای دنیا و زندگی مادی مورد توجه باشد، نه دنیایی که برای آبادانی آخرت به کار گرفته می شود.

 امام علی علیه السلام پس از جنگ جمل، به خانه یکی از یاران خویش به نام علاء بن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسِعَةِ هذِهِ الدارِ فِی الدُّنْیَا، أَنْتَ إِلَیْهَا فِی الاْخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ؟ وَبَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الاْخِرَةَ، تَقْرِی فِیهَا الضَّیْفَ، وَتَصِلُ فِیهَا الرَّحِمَ، وَتُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا، فَإذَا أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الاْخِرَةَ؛

 

با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی و حقوقی که بر گردن توست، به صاحبان حق برسانی، می توانی در آخرت آسوده خاطر باشی».(3)

 پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، نامه 31.
2. همان، خطبه 42.
3. همان، خطبه 209.
منبع:tebyan.net


:: مرتبط با: داروخانه معنوی , نکات قرآنی , مرگ ,
 



چگونه حضرت سلیمان وفات نمودند؟
نوشته شده در 30 بهمن 93
ساعت : 18:24
نویسنده : مهدی یار

كیفیت مرگ حضرت سلیمان (ع)
گیاه هشدار دهنده مرگ
روایت شده: حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ در مسجد بیت المقدس گاه به مدت یك سال و گاه دو سال و گاه یك ماه و دو ماه، اعتكاف می‎نمود، روزه می‎گرفت و به عبادت و شب زنده‎داری می‎پرداخت. در سال‌ آخر عمر، هر روز صبح كنار گیاه تازه‎ای كه در صحن مسجد روییده می‎شد می‎آمد و نام آن را از همان گیاه می‎پرسید، و نفع و زیانش را از آن سؤال می‎كرد، تا این كه در یكی از صبح‎ها گیاه تازه‎ای را دید، كنارش رفت و پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد «خُرنُوب»


سلیمان ـ علیه السلام ـ پرسید: «برای چه آفریده شده‎ای؟» خرنوب گفت: «برای ویران كردن.» (با ریشه‎هایم زیر ساختمانها می‎روم و آن را خراب می‎كنم.)
سلیمان ـ علیه السلام ـ دریافت كه مرگش نزدیك شده است، به خدا عرض كرد: «خدایا! مرگ مرا از جنّیان بپوشان، تا هم بنای ساختمان مسجد را به پایان برسانند، و هم انسانها بدانند كه جنّ‎ها علم غیب نمی‎دانند.»


سلیمان ـ علیه السلام ـ به محراب و محل عبادت خود بازگشت و در حالی كه ایستاده و بر عصایش تكیه داده بود، از دنیا رفت. مدّتی به همان وضع ایستاده بود و جنّ‎ها به تصوّر این كه او زنده است و نگاه می‎كند، كار می‎كردند. سرانجام موریانه‎ای وارد عصای او شد و درون آن را خورد. عصا شكست و سلیمان ـ علیه السلام ـ به زمین افتاد. آن گاه همه فهمیدند كه او از دنیا رفته است.[1]

مولانا در كتاب مثنوی، این داستان را نقل كرده، و در پایان داستان چنین ذكر نموده كه سلیمان ـ علیه السلام ـ پس از آن كه فهمید اجلش نزدیك شده گفت: «تا من زنده‎ام به مسجد اقصی آسیب نمی‎رسد».


آن گاه چنین نتیجه گیری می‎كند:
«مسجد اقصای دل ما تا آخر عمر با ما است، ولی عوامل هوی و هوس و همنشینان نااهل،‌مانند گیاه خُرْنُوب در آن ریشه دوانیده و سرانجام كاشانه دل را ویران می‎سازد. بنابراین همان هنگام كه احساس كردی چنین گیاهی قصد راهیابی به دلت را نموده، با شتاب از آن بگریز و علاقه خود را از آن قطع كن. خودت را هم چون سلیمان زمان قرار بده تا دلت استوار بماند،‌ چرا كه تا سلیمان است، ‌مسجد آسیب نمی‎بیند، زیرا سلیمان مراقب عوامل ویرانگر است و از نفوذ آن عوامل جلوگیری خواهد كرد.
و استان از دست بیگانه سلاح تا ز تو راضی شود علم و صلاح
چون سلاحش هست و عقلش نی، ببند دست او را ورنه آرد صد گزند
تیغ دادن در كف زنگی مست به كه آید علم، ناكس را به دست[2]


چگونگی مرگ سلیمان ـ علیه السلام ـ و بی‎وفایی دنیا
خداوند تمام امكانات دنیوی را در اختیار حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ گذاشت تا جایی كه او بر جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد و رعد و برق و... مسلّط بود. او روزی گفت: با آن همه اختیارات و مقامات، هنوز به یاد ندارم كه روزی را با شادی و استراحت به شب رسانده باشم، فردا دوست دارم تنها وارد قصر خود شوم، و با خیال راحت، استراحت كنم و شاد باشم.


فردای آن روز فرا رسید. سلیمان وارد قصر خود شد و در قصر را از پشت قفل كرد تا هیچ كس وارد قصر نشود، و خود به نقطه اعلای قصر رفت و با نشاط به مُلك خود نگریست. نگهبانان قصر در همه جا ناظر بودند كه كسی وارد قصر نشود.ناگهان سلیمان دید جوانی زیبا چهره و خوش قامت وارد قصر شد. سلیمان به او گفت: «چه كسی به تو اجازه داد كه وارد قصر گردی، با این كه من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را با آسایش بگذرانم؟!»
جوان گفت: «با اجازه خدای این قصر وارد شدم.»


سلیمان گفت: «پروردگار قصر، از من سزاوارتر بر قصر است، اكنون بگو بدانم تو كیستی؟»
جوان گفت: «اَنَا مُلَكُ المَوتِ؛ من عزرائیل هستم.»
سلیمان گفت: «برای چه به این جا آمده‎ای؟»
عزرائیل گفت: «لِاَقْبِضَ رُوحَكَ؛ آمده‎ام تا روح تو را قبض كنم.»
سلیمان گفت: «هرگونه مأموری هستی، آن را انجام بده. امروز روز سرور و شادمانی و استراحت من بود، ‌خداوند نخواست كه سرور و شادی من در غیر دیدار و لقایش مصرف گردد.»


همان دم عزرائیل جان او را قبض كرد، در حالی كه به عصایش تكیه داده بود. مردم و جنّیان و سایر موجودات خیال می‎كردند كه او زنده است و به آنها نگاه می‎كند. بعد از مدتی بین مردم اختلاف نظر شد و گفتند: چند روز است كه سلیمان ـ علیه السلام ـ نه غذا می‎خورد، نه آب می‎آشامد و نه می‎خوابد و هم چنان نگاه می‎كند. بعضی گفتند: او خدای ما است، واجب است كه او را بپرستیم.
بعضی گفتند: او ساحر است، و خودش را این گونه به ما نشان می‎دهد، و بر چشم ما چیره شده است، ولی در حقیقت چنان كه می‎نگریم نیست.


مؤمنین گفتند: او بنده و پیامبر خدا است. خداوند امر او را هرگونه بخواهد تدبیر می‎كند. بعد از این اختلاف، خداوند موریانه‎ای به درون عصای او فرستاد. درون عصای او خالی شد، عصا شكست و جنّازه سلیمان از ناحیه صورت به زمین افتاد. از آن پس جنّ‎ها از موریانه‎ها تشكّر و قدردانی می‎كنند، چرا كه پس از اطلاع از مرگ سلیمان ـ علیه السلام ـ دست از كارهای سخت كشیدند.[3]


آری خداوند این گونه سلیمان ـ علیه السلام ـ را از دنیا برد تا روشن سازد كه:
چگونه انسان در برابر مرگ،‌ ضعیف و ناتوان است، به طوری كه اجل حتّی مهلت نشستن یا خوابیدن در بستر را به سلیمان ـ علیه السلام ـ نداد.و چگونه یك عصای ناچیز او را مدتی سرپا نگهداشت؟! و چگونه موریانه‎ای ضعیف او را بر زمین افكند، و تمام رشته‎های كشور او را در هم ریخت؟!


تا گردنكشان مغرور عالم بدانند كه هر قدر قدرتمند باشند، به سلیمان ـ علیه السلام ـ نمی‎رسند، او چگونه از این دنیای فانی رخت بر بست، به خود آیند و مغرور نشوند. بدانند كه در برابر عظمت خدا هم چون پر كاهی در مسیر طوفان، هیچ گونه اراده‎ای ندارند.


امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در ضمن خطبه‎ای می‎فرماید:
«فَلَوْ اَنّ اَحَداً یجِدُ اِلَی الْبَقاءِ سُلَّماً، اَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلاً، لَكانَ ذلِكَ سُلَیمانَ بنِ داوُدَ ـ علیه السلام ـ اَلَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْكُ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ مَعَ النُّبُوَّهِ وَ عَظِیمِ الزُّلْفَهِ فَلَمّا اسْتَوْفی طُعْمَتَهُ، وَ اسْتَكْمَلَ مُدَّتَهُ رَمَتْهُ قِسِی الْفَناءِ بِنِبالِ الْمَوْتِ؛ اگر كسی در این جهان نردبانی به عالم بقا می‎یافت، و یا می‎توانست مرگ را از خود دور كند سلیمان بود كه حكومت بر جنّ و انس توأم با نبوّت و مقام والا برای او فراهم شده بود، ولی وقتی كه پیمانه عمرش پر شد، تیرهای مرگ از مكان فنا به سوی او پرتاب گردید...»[4]

-------------------------------------

پی نوشت ها

[1]. بحار، ج 14، ص 141 و 142.
[2]. اقتباس از دیوان مثنوی، به خط میرخانی، ص 334.
[3]. عیون اخبار الرّضا، ج 1، ص 265؛ در قرآن، سوره سبأ، آیه 14، به مرگ سلیمان اشاره شده است.
[4]. نهج البلاغه، خطبه 182.

منبع:andisheqom.com


:: مرتبط با: مرگ ,
:: برچسب‌ها: چگونه حضرت سلیمان وفات نمودند؟ ,
 



 

 


 
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic